فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
425
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
را در فاصلهء بسيار دور در دست راست خود گذاشتيم چنان كه بعدا در روشنائى روز نيز نتوانستيم آن را به خوبى مشاهده كنيم . روز دهم ، سفر خود را در همان مسير ادامه داديم . باد از شرق به طرف جنوبشرقى مىوزيد . هنگام ظهر دو كشتى ديگر را مشاهده كرديم كه چون باد را در عقب داشتند مىتوانستند براى سخن گفتن به ما نزديك شوند اما بدون اعتنا راه خود را دنبال كردند . * * * روز شنبهء نوزدهم دسامبر 1620 كشتى چهار دكلهء اسپانيائى به نام نوتردام دو نازارث « 264 » به كمك بادى كه از خشكى و از جهت شمال مىوزيد ، از بندر گوآ خارج شد . اما يان باد بقدرى ضعيف بود كه بعد از سه ساعت هنوز يك فرسنگ پيش نرفته بوديم . با اينكه جهت باد به شمال و شمالشرقى تغيير كرد راه خود را پيش گرفتيم . ساعتى بعد باد از جنوب وزيدن گرفت اما باز همچنان ضعيف بود كه تا ساعت پنج بعد از ظهر شهر از ديدرس ما خارج نشد و تا عصر جز دو فرسنگ پيش نرفته بوديم . سفير با وجود هشدار پرتغاليها اين كشتى را كه براى نخستين بار در اين سال به گوآ آمده بود به اجاره گرفته آن را براى سفر به اسپانيا بخرج خود تجهيز كرده بود . با اينكه اكيدا قدغن كرده بود كه جز آب و آذوقه و وسائل ضرورى چيزى در آن بار نكنند ملاحان آنقدر بار اضافى در آن گذاشته بودند كه جائى براى نصب هشت عراده توپ كه مىبايد كشتى را بدانها مسلح كنند موجود نبود . عجب آنكه اين نافرمانى بعد از دستورى بود كه دو روز قبل از طرف سفير به ناخدا و توپچيها ابلاغ گرديده آنان را موظف كرده بود توپها را نصب كنند و آمادهء عمل نگاهدارند . بخصوص در نخستين روز سفر نيازمند اين آمادگى بوديم تا عند اللزوم توپها را عليه كشتى دزدان دريائى موسوم به مالابار « 265 » كه تقريبا هيچگاه از اين ساحل دور نمىشود به كار بريم . مسافران كشتى ما گذشته از بردگان و صاحبمنصبان و ملاحان
--> ( 264 ) n . dame de nazareth ( 265 ) malabar